لباسش بسیجی ، نوار سبزی به پیشانی بسته ، ساکت بود ، بدون شعار ،
http://www.khabarha.org/links/articles/1653/1/لباسش بسیجی ، نوار سبزی به پیشانی بسته ، ساکت بود ، بدون شعار ، /Page1.html
توسط Mo Sa
ارسال در تاریخ چهار شنبه ۱۳ آبان ماه ۱۳۸۸
چشماش دودومیزدتابه من دوخته شد ، خیره شد وبه من زل زد
لبخندی حواله اش کردم ، به من اعتماد کرد ، ذره ذره درجمعیت غلطید تا به کنارم رسید .
اطراف راپائید ، دهان به گوشم نزدیک وگفت :
چندماه بود مشتاق حمل پارچه سبزبودم ، نمی تونستم ، آخه مسجدمحل ، مدرسه ، میدونید که چی میخوام بگم ؟
سرتکان دادم .
بشاش شدوگفت :
حالا سبز به پیشانی بسته ام ، بگذار دل دیکتاتورها خوش باشه که جنبش سبزعلوی راه انداخته اند ، کاش میتونستم اینها که گفتم رافریاد بزنم تاهمه فقط به ظاهر من وخیلی ازکسانیکه همراهم اینجا آمدند ومثل من فکرمی کنند ، قضاوت نکنند .
گفتم کسی رامیشناسم ، ازاومیخواهم تاحرفهای ترا دروبلاگش بنویسه